جمال الدين محمد الخوانساري

60

شرح احاديث طينت ( فارسى )

گفتند : اى پروردگار ما درگذر از ما ، پس درگذشت از ايشان . بعد از آن گفت به ايشان كه : داخل شويد ؛ پس رفتند پس ايستادند بر آن آتش و داخل نشدند در آن ، پس برگردانيد ايشان را گلى و خلق كرد از آن گل آدم عليه السلام را . و گفت حضرت ابو عبد الله عليه السلام : پس استطاعت ندارند اينها آنكه بوده باشند از آنها ، و نه آنها اينكه بوده باشند از اينها . گفت آن حضرت : پس مىبينيد كه بدرستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله - رحمت فرستد خدا بر او و آل او - اول كسى بود كه داخل شد آن آتش را ، پس از براى اين است قول خداى عز و جل : " قُلْ إِنْ كانَ . . . " تا آخر ، يعنى بگو اگر مىبود از براى رحمن فرزندى پس من اول عبادت‌كنندگانم . توضيح : " فرستاد آب را بر گل " يعنى بر خاكى كه بعد از فرستادن آب گل شد . و ممكن است كه مراد به " طين " گل به معنى متعارف نباشد بلكه خاكى باشد كه اجزاى آن به يكديگر چسبيده باشد . چنان كه " طين " را كه فقها خوردن آن حرام شمرده‌اند بر اين معنى حمل كرده‌اند ، و آب و خاك در اين حديث محمل است ، و بر آنچه در احاديث سابقه مذكور شد از تفصيل در آب و خاك محمول مىتواند شد ؛ و منافاتى نيست ميانهء آنها ، و بعضى از علما گفته‌اند كه : تخصيص اين دو عنصر به ذكر ، و ذكر نكردن آن دو عنصر ديگر با وجود تركّب از همهء آنها ، به اعتبار اين است كه اين دو عنصر اصلند در تكوّن اعضاى مشاهدى كه بناى صورت انسان محسوس بر آنها است . و پوشيده نيست كه بر تقدير تسليم تركّب انسان از چهار عنصر چنان كه حكما گفته‌اند مىتوان گفت كه : كلام در اينجا در خلق آدم به صورت اصلى نيست ، بلكه در خلق صورتى از براى آدميان كه تعلق به آن بگيرند از براى گرفتن ميثاق و پيمان از ايشان ، چنان كه در احاديث سابق مذكور شد كه " بيرون آمدند بسان مورچه‌ها " . و تركب آن صورت از چهار عنصر معلوم نيست ، گاه باشد كه همين از دو عنصر باشد . و دليلى بر وجوب تركّب هر مركّب از اين چهار نيست . و ابتداى حكايت خلق